انارک نیوز - وعده های داده شده و آخرین وضعیت انجام آن به شرح زیر می باشد. 
عمده وعده های داده شده برای ده ها طرح در انارک عبارتند از: 

 رج  وعده داده شده  تاریخ خبر  تاریخ انجام   آخرین وضعیت
 1  فرودگاه انارک    سال 1342  در حال کار
 2  ایستگاه بارانسنجی انارك  سال 1350    تعطیل شده است.
 3  مخزن 250 مترمكعبی کوه کمرناصر      انجام شد.
 4   فاضلاب و تصفیه خانه  اوایل انقلاب    انجام شد.
 5   صندوق قرض الحسنه (و خیریه) والفجر انارک   اوایل انقلاب    در حال کار
 6  تامین قسمتی از آب انارک با سد سنگی دره انجیر انارک با ظرفیت 120 هزار مترمکعب    سال 1366  انجام شد.
 7  منبع آب انارک با ظرفیت 700 مترمکعب در جاده بیدچاه    سال 1378  انجام شد.
 8  اشتغال برای جوانان انارک از طریق معادن شرکت فراز معادن انارک  سال 1378    در حال کار
 9  شرکت فرقون سازی  سال 1378  سال 1379  اواخر سال 79 تعطیل شد.
 10  عمران و آبادی انارک با انجمن انارکی های مقیم تهران  سال 1380  12 آذر ماه 80  در حال کار
 11  سایت هسته ای پسمان گور انارک  سال 1381  19 فروردین 95  در حال کار
 12  تولید انواع سیمان خاکستری در شركت سیمان عمران انارك  سال 1382    به دلیجان انتقال یافت.
 13  امور عمرانی عام المنفعه با انجمن انارکی های مقیم استان اصفهان  سال 1384  29 تیر 86  نامشخص
 14   آبرسانی به انارک از نایین  سال 86    انجام شد.
 15   موزه مردم شناسی انارک    سال 87  در حال کار
 16   گازرسانی به شهرهاي خور و بيابانک، جندق و انارک در قالب اجرای خط يازدهم  20 فروردین 88    صرفه اقتصادی نداشت.
 17   مطالعه اجرای خط 230 کيلوولت از زواره به انارک به منظور تقويت برق منطقه کويری  20 فروردین 88    نا مشخص
 18   تهیه و تولید پاکت های کاغذی و لمینیت در شرکت فرآوری پارسیان سپهر    سال 1392  اواخر سال 96 تعطیل شد.
 19   تولید انواع آجر سفالی در آجر آژند انارک با ظرفیت 40 میلیون قالب  سال 1389   اردیبهشت 95 از مهندس
رحیم پور خلع ید شد.
 20   تولید سیمان پرتلند در شرکت توسعه سیمان ویژه انارک  22 اردیبهشت 89    انجام نشد.
 21   ایحاد اشتغال و سرمایه گذاری از طریق شرکت توسعه عمران انارک      در حال کار
 22  پست فیوزی 63/20 کیلوولت انارک   سال 89    در حال کار
 23  ۶۱ كيلومتر مسير نائين- انارك به صورت ۴ خطه  20 آبان ماه 90  مردادماه 1399 انجام شد.
 24   رفع مشکل کم آبی انارک با سد جدید دره انجیر (بند آبگیر) با دو بار آبگیری   آبان ماه 91  21 اسفند 91  ناکام درتحقق رفع کم آبی
 25  درختکاری محوطه درنجیل توسط اداره منابع طبیهی شهرستان نایین    سال 91  ناموفق
 26  زیارتگاه شاه چراغ سید احمد ابن اسحاق ابن موسی ابن جعفر(ع) شهر انارک  سال 91    در جریان
 27   کمک به قشر نیازمند و معلولین توسط  موسسه خیریه "امام رضا (ع)" در انارک  22 خرداد ماه 92    تردید در تحقق اهداف؟
 28  پایگاه امداد و نجات بین شهری انارک (هلال احمر)    10 شهریور 92  در حال کار
 29   اعتبار مالی از سوی سازمان بهداشت جهانی برای شهر انارک با عنوان شهر سالم  14 مهر ماه 92    
 30   فرهنگسرای طاهری انارکی    14 بهمن 92  در اختیار شهرداری اما ؟
 31   ثبت قلعه و حمام عشین در فهرست آثار ملی    23 تیر 93 انجام شد.
 32   شرکت کشت و صنعت قدومه کویر    1 دی 93  ناموفق
 33   صاف و آماده نمودن زمین های درنجیل جهت کاشت درخت توت توسط شهرداری  30 فروردین 94    ناموفق
 34   ثبت ملی و جهانی معدن سرب نخلک  11 مرداد ماه 94    
 35  پروژه پخش سیلاب در منطقه طالمسی    5 شهریور 94  
 36   ایستگاه آتش نشانی و خدمات ایمنی انارک    26 شهریور 94  در حال کار
 37   شرکت توسعه و فرآوری مس مسکنی (معدن مس مسکنی)    26 شهریور 94  در حال کار
 38  منبع جدید آب انارک با ظرفیت 2 هزار مترمکعب  5 مهر ماه 94    انجام شد
 39   شترپروری مهندس حمید رحیم پور انارکی  اسفند ماه 94  1399  ناموفق در دریافت مجوز
 40   گازرسانی به شهر انارک با مخازن CNG  18 مرداد ماه 95   مهرماه 1399  انجام شد.
 41   تبديل معدن نخلک به مکان گردشگری  23 مرداد ماه 95    
 42   آشپزخانه خیریه شهرک    15 آذر ماه 95  در حال کار
 43  انجمن حمایت از محیط زیست و حیات وحش کویر انارک  سال 1395  24 بهمن 96  تردید در تحقق اهداف؟
 44  آب انبار سنتی خیرساز با ظرفيت 1600 مترمكعب (یاد حاجیه خانم نرگس نیکخواه انارکی)  26 فروردین 96  28 بهمن 96  انجام شد.
 45  دارالقران الکریم حضرت ولی عصر (عج) شهر انارک (دبستان فرخی سابق)    27 تیر ماه 96  در حال کار. 
 46   شرکت گردشگری فرهیختگان  17 شهریور 96    
 47  انجمن ادبی یا موسسه صاحبدلان انارک  7 مهر ماه 96    
 48   پایگاه حفاظت و نمایندگی میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری انارک  4 آذر ماه 96  2 بهمن 96  در حال کار.
 49   ثبت کوره ذوب سرب نخلک در فهرست آثار ملی  7 بهمن ماه 96  5 بهمن 1400  انجام شد.
 50   مرکز محیط‌ بانی و پایش‌های زیست محیطی انارک  23 بهمن ماه 96    
 51 بزرگترین مزرعه تولید شترمرغ استان در مشجری  13 اسفند ماه 96    
 52  ثبت چهارطاقی نخلک در فهرست آثار ملی    14 فروردین 97  انجام شد.
 53  روكش و تعریض جاده انارك – شهراب  2 اردیبهشت 97    
 54  آبرسانی به کوی نارُسینه انارک  5 تیر ماه 97  31 مرداد 97  انجام شد.
 55  ثبت خانه تاریخی "بقائی نیا" در شهر تاریخی انارک در فهرست آثار ملی  30 تیر ماه 97    
 56  حذف تانکرهای گازرسانی بعد از رسیدن خط انتقال سراسری یازدهم به اصفهان   10 شهریور 97    
 57  ایستگاه خودکار هواشناسی انارک   27 دی ماه 97    
 58  کارخانجات گوهرتراشان رز انارک    21 بهمن 97 شکست در تحقق اهداف!
59  کارخانه سیلیس انارک  آذر ماه 99    
60  شرکت دامداری کشاورزی ارین دام انارک    4 آبان 1400  در حال کار.
61 آب انبار سنتی خیرساز با ظرفيت 1700 مترمكعب (یاد حاج محمدعلی برادران انارکی)  23 اسفند 1400    


این خبر تکمیل می شود...

یکی از جاهای دیدنی و جاذبه های گردشگری اصفهان کویر چوپانان اصفهان است .بیابان همیشه یک آرامش مرموز در خود دارد. دراز کشیدن روی شنهای گرم بیابان در یک غروب زیبای خورشید آرامش فراموش نشدنی دارد که ممکن است هرگز در مکان دیگری تجربه نکنید.
کشور ایران در یک فلات وسیع قرار دارد. یک ششم از این فلات با بیابان هایی پوشیده شده است که دارای آب و هوای خشک است.
کویر چوپانان یکی از جاهای دیدنی اصفهان یکی از کویر های ناشناخته در استان اصفهان ، که در اطراف ماسه ها قرار گرفته و به آسانی نمی شه به این منطقه سفر کرد روستایی با همین نام در این منطقه قرار داره. این کویر مخوف، به ریگ جن هم معروفه. تپه های کویری حاشیه ای چوپانان آنچنان ارتفاع گرفتن که گویا روستا در عمق دره ای قرار گرفته. خانه ها و بادگیر ها در هرم گرما همچون سرابی به چشم میاید
یکی از دلایل اصلی که بیابان های ایران را منحصر به فرد و خاص می کند این است که در این بیابان ها زنجیره های بی پایانی از کوه ها را می یابید که چشم اندازی زیبا ساخته اند. شن ، آسمان روشن و درخشان و سکوت محض، ویژگی های مشترک بیابان ایرانی است. با این حال هر یک از بیابان های ایران، ویژگی خاص خود را دارد.
اصفهان، یکی از استان های اصلی کویری در ایران است. روستاهای متعدد و اقامتگاه های کویری بسیاری مانند روستا و کویر مصر، روستای چوپانان، روستای عروسان و … در این منطقه از جاذبه های گردشگری به شمار می آیند.

روستای صد و ده ساله چوپانان یکی از جاهای دیدنی اصفهان با جمعیتی بالغ بر ۱۵۰۰ نفر در هشتاد کیلومتری استان انارک اصفهان قرار دارد و این کویر مخوف که توسط ماسه زارهایی که به ریگ جن معروف است، احاطه شده است. این روستای زیبا در سال ۱۲۸۰ توسط چند شتربان اهل انارک تأسیس شد. تپه‌های کویری حاشیه‌ای چوپانان آنچنان ارتفاع گرفتن که گویا روستا در عمق دره‌ای قرار گرفته است. خانه‌ها و بادگیرها در هرم گرما همچون سرابی به چشم می‌آیند. آنها در این روستا قناتی حفر کردند و پس از تکمیل قنات متوجه شدند آب آن برای کشاورزی مناسب است و به این ترتیب پایه اولیه روستا گذاشته شد. امروزه اکثر ساکنان روستا کامیون دار هستند و در معدن های اطراف این روستا کار می کنند. کوه های عباس آباد، عروسان، کشکی ، زرمو ، کوه سفید و کوه های کوچه، این روستای زیبا را جذاب تر کرده اند. معدن سرب نخلک با قدمتی ۲۰۰۰ ساله در پنجاه کیلومتری این روستا واقع شده و اکثر جوانان روستا در آن مشغول به کار هستند.
انار، انجیر، گندم ، جو، یونجه و پسته و سیفی کاری از محصولات چوپانان هستند . نخلستان های این روستا در هنگام ورود چشم ها را به خود جلب می کند و زیبایی منحصر به فردی دارد. در سال های اخیر اداره جنگلبانی و منابع طبیعی، به منظور تثبیت شن های روان اطراف روستا، اقدام به کاشت بوته های تاق کرده است که تا حدودی این منطقه را جنگلی نشان میدهد.
کویر چوپانان از جاهای دیدنی اصفهان به علت کویری بودن تابستان های بسیار گرم و زمستان های بسیار سردی دارد . در زمستان و بهار بادهای شدیدی و باران های شدیدی می آیند که آب کشاورزی روستا را تأمین می کند.
پیاده روی در طول تپه های شن و ماسه طلایی، بازدید از چند ضلعی های نمکی، شتر سواری، جمع شدن کنار آتش در شب و تماشای آسمان پر ستاره بی نظیر و خیره کننده ای، سفر شما را فراموش نشدنی خواهد کرد. همان طور که خورشید به آرامی در آسمان ناپدید می شود، به آرامی صحنه ای با شکوه از درخشش میلیون ها ستاره به نمایش در می آید . درخشش راه شیری را در این منطقه نزدیک تر از هر گوشه جهان می توان لمس کرد.
در روستای چوپان هیچ هتلی وجود ندارد و تجربه زندگی در خانه های محلی و افراد بومی سفر را هیجان انگیز تر می کند. خانه های محلی در فضایی باز و محیطی سنتی پذیرای مسافران است و به جز لذت بردن از معاشرت با افراد بومی، میتوانید غذاهای محلی را نیز تجربه کنید. در تابستان میتوانید در دل کویر چادر بزنید و از تماشای آسمان پرستاره لذت ببرید اما در زمستان حتما باید سرپناهی گرم داشته باشید.
دقت داشته باشید که در جاده منتهی به چوپانان، استراحتگاه و توقفگاهی نیست و در اکثر مناطق موبایل نیز از دسترس خارج است.
(سیری در ایران)

کویر چوپانان اصفهان کویر چوپانان اصفهان کویر چوپانان اصفهان کویر چوپانان اصفهان

 

انارک نیوز - تابستان 1392 تلنباری از دشواری ها برای کارخانه آجر آژند انارک وجود داشت. 
1- جهاد کشاورزی بدون توجه به عدم تأمین آب موردنیاز توسط آب و فاضلاب نایین بر تکمیل کارخانه آجر پافشاری می کرد. 
2- جهاد کشاورزی توجهی به درخواست تغییر کاربری پروژه نداشت. 
با شروع سال 1393 بر مشکلات غیر قابل حل بالا موارد زیر نیز افزون شد. 
1- شرکت آحر آژند انارک که برای تسهیل و سرعت گرفتن پروژه پا پیش گدارده بود با توجه به توقف اجباری پروژه و تورم لجام گسیخته با حدود 40% پیشرفت فیزیکی دچار مشکلات اقتصادی گردید.
2- سرمایه گذاری مردم انارک برای ایجاد اشتغال جوانانشان روی زمین ماند و امیدی به پیشرفت پروژه نبود پس از آنان درخواست شد برای دریافت سرمایه خود مراجعه نمایند.
3- یکی از همشهریان و دوستان گرامی وجدان درد گرفت و اختلاف فنی در پیمانکاری ساخت فونداسیون سوله ها را قبل از طرح در یک کمیته فنی به دادگاه کشاند که شلیک تیر خلاص بر پیکر نیمه جان و مردد شرکت آحر آژند انارک بود.

سال 1394 نیز تلاشهای مستمر برای یگانه راه حل که تغییر کاربری بود و زیان بزرگی نیز به سرمایه گذاری انجام شده در کارخانه آجر می زد راه به جایی نبرد.
اواخر سال نمایندگی شهرستانهای نایین و خور و بیابانک در مجلس شورای اسلامی به آقای عباسعلی پوربافرانی رسید.

بالاخره در اردیبهشت ماه 1395 رأی سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان مبنی بر فسخ قرارداد (اجاره اراضی ملی و دولتی برای دو سال) حمید رحیم پور انارکی ابلاغ شد. حال بایستی زمین بدون حق هرگونه ادعا و اعتراض مسترد می شد. زمینی که دیگر زمین بکر قبلی نبود و صدها میلیون تومان بابت ساخت کارخانه آجر خرجش شده بود.
سازمان جهاد کشاورزی رأی استرداد در صورت تکمیل نشدن کارخانه آجر بدون توجه به عدم تأمین آب آن را بر کرسی نشاند. سازمان علاوه بر قدرت در زمینه اجرایی، وکیل مجرب هم در زمینه دفاع قضائی دارد. پروژه آجر نابود شد و امید اهالی انارک بر باد رفت. سرمایه گذاران در ماتم تنهایی نشستند.

در زمستان 1395 با سختی بسیار مجوز و موافقت اصولی برای شترداری در قسمت بسیار کوچکی از آن زمین هم گرفته شد که بجز صرف هزینه و وقت ثمری نداشت. معلوم گشت در صورتی طرح شترداری قابل اجرا است که ابتدا سرمایه گذار آجر، بدون طرح در دادگاه همه آنچه را که ساخته به دولت انتقال دهد تا بعداً قسمتی از آن برگشت شود. این باخت مضاعف بود. طرحی را که مسئولین حمایت تمام می کردند به اینجا رسید وای بر طرح پرورش شتر پرواری در انارک که در آن اما و اگر بود.

از بهار 1395  در چند نوبت درخواست رفع تظلم از طریق سایت و فاکس و اظهار شفاهی به آقای پوربافرانی داده شد.

در سال 1396 قول شفاهی برای حل مشکل از سوی جهاد نایین و استان در حد حرف باقی ماند. بنای امید و انگیزه ها با این بدقولی به یکباره فروریخت. شکست سرمایه گذاری در منطقه محروم انارک پذیرفته شد.

اینک از مردمی که تابحال سرمایه خود را به امید تکمیل کارخانه دریافت نکرده اند عاجزانه درخواست می شود با در دست داشتن برگه سهام و فیش بانکی به آقایان رحیم پور یا جعفر زاهد در انارک مراجعه نمایند که به زودی با حکم دادگاه نایین از سرمایه گذار خلع ید می شود.
(21 خرداد ماه 1397)

هُرم داغ آفتاب از تار و پود لباس های نازک و نخی عبور می کند و گرمای 49 درجه، پوست خیس و عرق گرفته را می سوزاند. گرمایی خشک و سوزان که 23 سال، هر روز، روزی شش ساعت، میزبان 100 کارگر معدن با قراردادهای سه ماهه و سفید امضاست. روزی شش ساعت، منهای اضافه کاری‌ها و شیفت‌های شب. تا موقعی که 23سال کارگری در 240 متر زیر زمین به خط پایان برسد و 35 روز حقوق بازنشستگی که خانه پُرش می‌شود، یک میلیون و هشتصد یا دو میلیون تومان، ته جیب کارگران را بگیرد. 23 سال بعد، جشن بازنشستگی کارگرها می شود همان موقعی که چشم‌هایشان از سو افتاده، ریه هایشان به سُرب آغشته شده، سرفه‌های خشک و پی درپی به نفس هایشان پیچیده، کمرها و دست‌ها و پاهایشان از توان افتاده و نفس‌هایشان، حتی دیگر توانِ فوت کردن و خاموش کردن شعله شمع جشن بازنشستگی‌شان را  ندارند. همان موقعی که همه حسرت های دنیا روی هم تلنبار می شود و می ماسد توی دلشان. گرمای 49 درجه، بوی هوای داغ و خشک را می کوباند به صورتمان که به نخلک می رسیم. پس از طی کردن 125 کیلومتر به سمت شمال شرق نائین و تحمل مسافت چهار ساعته. نخلک روستایی کویری با درخت های کوچک نخل است که فقط پنج خانوار در آن زندگی می کنند.

با خانه هــــای بلوکی سه چهار نفـــــره و قدیمــــــی و آسایشگاه های نوساز، محل استقرار کارگرها و مهندس های معدن است، آنها که هر هفته یا دو هفته یک‌بار، مجال رفتن به خانه را پیدا می کنند. خانه ها دور تا دور مجتمع معدنی سرب را گرفته اند. مجتمعی که با 300 پرسنل، امور مربوط به معدن را بر عهده دارد؛ 300 نفری که 100 نفرشان معدن کار هستند، از 20 ساله تا 50 ساله و شاید هم بیشتر با تحصیلاتی عمدتا ابتدایی و متوسطه. بیشتر کارگرها از اهالی چوپانان یا انارک هستند که به خاطر نبود شرایط شغلی مناسب، مجبور به کار در معـــــدن شده اند. آنها مسیر یک ساعته رفت و برگشت را هر روز با سرویس طی می کنند، همان هایی که انگار معدن زاده اند و کارگری در معدن زیرزمینی سرب، شغل آبا و اجدادی شان است. برای ماهی یک میلیون و پانصد، حاضرند چندین متر زیر زمین کار کنند، حتی اگر به قیمت از دست دادن سلامتی‌شان باشد یا اینکه مرگ، خیلی زودتر از آنچه باید، سراغشان بیاید.

بازی با مرگ: جلوی ورودی مجتمع، مزدای خاک گرفته‌ای منتظرمان است. به همراه عکاس و  سرپرســـــــت نظارت معدن که قرار است راه بلدمان باشد سوار ماشین می شویـــــم و به سمـــــت معــــــدن ســـــرب می رویم. فاصله معدن تا مجتمع، حدود 15 دقیقه است. گرمای 49 درجه نخلک، جاده های خاکی و بی آب و علف و نخل های پیر و فرسوده، مسیر یک ربعه را کشدار و حوصله بر می کند. قبل از ورود به معدن، وسایلمان را توی اتاق چرک و چغر از گرد خاک و سرب که پهلو به پهلوی ورودی معدن است، به امانت می‌گذاریم. اتاقی که کارگری میانسال در آن نشسته و هدایت بالابر معدن را به عهده دارد، کارگری که جان 100 معدن‌کار توی مشتش است و با کوچک‌ترین لغزش و خطا مرگشان را رقم می زند. لباس گل و گشاد و کدر کارگری می پوشیم. کلاه ایمنی را روی سرمان چفت می کنیم و شارژرش را می تپانیم توی جیب لباس: «چراغ با یک فشار روشن می شود و با فشار دیگر نورش بیشتر.» سوار بالابر می شویم و از ورودی دایره ای شکل معدن به 200 متری زمین(تنها افقی که سرپرست معدن اجازه ورود به آن را می دهد) می رویم تا به دنیای تاریک و وهم انگیز 100 معدن کار پا گذاشته باشیم. افق 200 متری تاریک تاریک است. چشم چشم را نمی‌بیند. معدن، پنج افق یا طبقه دارد؛ افق 50، 80 ، 125، 165، 200 متری و نیم طبقه 240 متری که هنوز به طور کامل به بهره برداری نرسیده است. معـــــدن از افق 150 متـــــری به آب رســـــیده است. صدای جریان آب در افق 200 متری و توضیحات و توصیه‌های عارف باقری به ما  در آن موقع روز، تنها صدایی است که در آن دالان های بی نور و سرب گرفته با دیوارهای کج و معوج و با فرورفتگی‌ها و برجستگی های نامنظم، پیچیده.  سه ساعــــتی از شروع کار معدن چی ها می گذرد. دو خط تلفن تعبیه شده در آنجا در سکوت به سر می‌برد و این یعنی که تا به این لحظه، خطری جان معدن‌چی ها را تهدید نمی کند.

بویی آشنا برای کارگرها، بویی متعفن برای دیگران: باقری جلوتر از همه حرکت و راه بلدی می‌کند. جلوتر که می رویم، کم‌کم کورسویی از نور زرد رنگ، می خزد توی تاریکی. چراغ ها با فاصله‌هایی کم به سقف منحنی و آبله گرفته، آویخته شده اند. همه زورشان را می زنند تا شعاع چند متری‌شان را روشن کنند. هر گام که به جلو بر می داریم، نور بیشتر و بیشتر می شود. چشم‌هایمان، اما واضح نمی بیند، انگار پرده ای مات و سیاه، جلویش پهن کرده باشند.باقری که تجربه کار در معدن های مختلف در ایران را دارد، می‌گوید: «معدن‌کارها بابت روشنایی مشکلی ندارند و در تمام طبقات معدن، نور به اندازه کافی وجود دارد. شایع ترین حادثه ای که در زیرزمین رخ می دهد، سقوط کارگران یا اشیا و سنگ ریزه ها در داخل حفره هاست. برای مثال، هفت سال پیش، یک کارگر استخراج به دلیل تعجیل در ترک کار از فاصله دو متری سقوط کرد و آسیب دید. خوشبختانه در معدن نخلک، تقریبا یک دهه است که حادثه در حین کار منجر به مرگ کارگران نشده است.» بوی سرب می پیچید توی دماغمان، بویی آشنا و قابل تحمل برای کارگرها و بویی متعفن و غیرقابل تحمل برای ما. بویی که تهویه هوا هم از پسش بر نمی‌آید:«تهویه هوا در معدن نخلک، به صورت طبیعی انجام می شود.»  باقری این را می گوید و ادامه می دهد: «در معدن سرب نخلک حدود 90 درصد از هوای مورد نیاز معدن به‌صورت طبیعی و با استفاده از اختلاف ارتفاع چاه‌ها صورت می گیرد و تعدد آنها باعث سرعت بخشیدن به این امر می شود، به نحوی که چاه شماره سه در سطح زمین در بلندترین نقطه و چاه های شماره چهار و پنج در گود ترین نقاط قرار گرفته اند و به‌واسطه اختلاف فشار هوا بین هوای گرم و سرد باعث به جریان افتادن هوا شده و شبکه معدن شارژ می شود. ارتباط طبقات 125 و 200 متری به چاه شماره شش و ارتباط طبقه 50 متری به سطح زمین از دیگر مزایای شبکه تهویه معدن بوده و علاوه بر این حرکت آسانسور و اسکیپ در به جریان افتادن هوا در زمان کار نقش مهمی دارند. همچنین در مناطقی از معدن که از منابع تهویه‌ای (چاه‌ها) فاصله داشته باشیم از بادبزن ها یا وانتیلاتورهای دهنده یا مکنده هوا استفاده می شود. علاوه بر این، گاز سنج در تمامی طبقات معدن وجود دارد. اگر قبل از رود کارگرها آلارمی مشاهده شود، کارگران به داخل آنجا ورود نمی کنند.»

مرگ زودرس معدن کارها: مشام و ریه های کارگران، اما سال هاست که با این بو عجین شده: «سرب جذب خون می‌شود. به ریه هایمان نفوذ می کند. همین هم باعث می شود که کارگران معدن به مرور تنگی نفس بگیرند یا به سرطان، مبتلا شوند.اگر به آرامگاه چوپانان بروید، خواهید دید که تعداد زیادی از کارگران به دلیل کار در معدن و بر اثر مشکل ریه و تنگی نفس، فوت کرده اند. پدر خودم هم به خاطر همین موضوع خیلی زود از دنیا رفت. برای خودم هم سینه ای باقی نمانده. سرب آن را اشباع کرده. این وضعیت موقعی که در معدن کوه‌بری می‌کردم، خیلی بدتر بود.» عبدالله می‌گوید: 43 ساله، کارگر استخراج با 15 سال سابقه کار و ماهانه یک میلیون و پانصد هزار تومان دستمزد بوده، سواد ندارد و اهل انارک است. چرا کار در معدن را انتخاب کردی؟ من از او می پرسم. سرفه‌های متوالی و پی در پی توالی جملاتش را پاره می‌کند: «در انارک هیچ کار دیگری وجود ندارد. نه کارخانه ای، نه امکان کشاورزی و... . به همین دلیل خیلی از ساکنان انارک، برای گذراندن زندگی راهی معدن نخلک می‌شوند. اگر در معدن کار نکنیم، پس چطور زندگی کنیم؟»  با ماهی یک میلیون و پانصد تومان، چرخ زندگی ات می‌چرخد؟ سوال دیگر ی است که از عبدالله می پرسم و در جوابش می شنوم: «مسلما خیر. با سه تا بچه و این همه گرانی و خرج و مخارج، فقط صورتمان را با سیلی سرخ نگه می داریم. حسرت خیلی از چیزها برای همیشه به دلمان می ماند، حتی رفتن به یک مسافرت خشک و خالی.»

قراردادهای سفید امضا، حقوق های معوق: هر  چه جلوتر می رویم و در سیاهی معدن، بیشتر فرو می‌رویم، داستان زندگی معدن چی‌ها هم سیاه تر و تلخ تر می شود. «یک هفته در نخلک می مانم، برای کار و یک هفته هم، برای استراحت  به خانه می‌روم. 9 شب به معدن می روم تا موقعی که کار تمام شود.» رفتنی که دست خودش است، اما برگشتنش دست خدا. سعید، 30 ساله، دیپلم، متاهل وپدر سه فرزند، اپراتور پمپ معدن در افق 200 متری با ماهانه یک میلیون و 800 هزارتومان حقوق است. سعید هم مثل خیلی از کارگرهای معدن، از شغلش راضی نیست و از سر اجبار تن به آن می دهد. «تمام طول کار، باید هوشیار باشم. روغن پمپ ها را مدام چک کنم. پمپ کارخانه نباید خاموش شود. اگر خاموش شود، باید فورا اطلاع بدهم تا آب سرریز نکند. با این همه سختی کار در ماه فقط سه روز مرخصی داریم.» قصه سعید و باقی معدن‌چی‌ها که چشم امید به معدن دوخته اند، اما موقعی روی تلخ و سیاهش را بیشتر نشانمان می دهد که می شنویم: «حقوق‌هایمان با تاخیر پرداخت می شود، مثلا حقوق فروردین در خرداد به حسابمان واریز می‌شود. قراردادهایمان سفید امضاست. امضای کارفرما زیر قراردادها نیست. اصلا نسخه ای از قرارداد را به خودمان نمی دهند تا اگر مشکلی برایمان پیش آمد دستمان به جایی بند باشد. قبلا که معدن دولتی بود، وضعمان خیلی بهتر بود. از مزایای بیشتری برخوردار بودیم. سنوات را آخر سال پرداخت نمی‌کردند و دلمان خوش بود که بعد از بازنشستگی مبلغی به عنوان پس انداز دستمان را می گیرد.»راهمان را ادامه می دهیم. با روشنایی چراغ هایی که نورش را فقط تا جلوی پایمان پرت می کند. میان دیوارهای سنگی و بی روح معدن و زیر سقف ناسور و بی قد و قواره. جریان آب سیال است و گویی پا به پایمان حرکت می‌کند. به ایـنـجای افق 200 مـتـری که می رسیـم، صداهایی ناجور و گوش خراش، روی اعصابمان رد می‌اندازد و آن را خط خطی می کند. صدای چرخ‌های واگن‌هایی که هر کدامشان گنجایش یک تن سرب دارند. علی می‌گوید: 90 درصد شنوایی گوش چپش را به خاطر سر و صدای زیاد در معدن از دست داده است. برای حرف زدن تردید دارد. با خودش لابد فکر می کند، اگر حرف هایش به گوش کارفرما برسد، شغلش را از دست می دهد. مکث طولانی کرده و از امنیت نداشته کارگرها گلایه می کند: «اگر در حین کار حادثه‌ای، برای کارگرها رخ بدهد، بیمه هزینه‌هایش را تقبل می کند، اما کارفرما به ندرت با ادامه کار آن کارگر آسیب دیده موافقت می‌کند. استدلالش هم این است که آن کارگر دیگر بازدهی لازم را ندارد. انگار نه انگار که این اتفاق در حین کار افتاده است. از طرف دیگر معدن پزشک ندارد.»بـاقــری نــیــز حــرف او را تـایـید مـی‌کــنـد و مـی‌گــوید:«متناسب با نیاز معدن‌کارها، دو پرستار تمام وقت در معدن حاضر هستند و دو مرکز درمانی و یک داروخانه نیز در نخلک وجود دارد.  یک دستگاه آمبولانس هم در نظر گرفته شده تا اگر خدایی نکرده برای معدن‌کارها مشکلی پیش آمد، سریع به مراکز درمانی منتقل شوند.» علی اما می‌گوید: «همه اینها در دادن یک قرص مسکن یا سرماخوردگی، خلاصه می‌شود.» علی، 30 ساله، اهل چوپانان و دانشجوست. همه امیدش به این است که درسش را تمام کند و برای همیشه از معدن برود. برود جایی که مجبور نباشد روزهای پشت سر هم از خانه و خانواده اش دور باشد و این حجم استرس و نگرانی را تحمل کند. استرسی که مسئول ایمنی معدن از آن به عنوان عاملی، برای فرسودگی زود هنگام کارگرها یاد می‌کند: «استرس کار و دوری از خانواده، از بین رفتن دید چشم، از دست دادن شنوایی، فرسودگی و از کار افتادن ریه ها، کمر درد شدید به علت ایستادن های زیاد و به بار کشیدن اجسام سنگین و زانو درد به دلیل بودن پاهایشان در آب، از جمله مشکلاتی است که معدن کارها در معدن زیرزمینی سرب نخلک با آن مواجه می‌شوند. معدن کارها به مرور به این بیماری ها مبتلا می‌شوند. برخی از این بیماری ها درمان پذیر نیستند و اگر نکات ایمنی رعایت نشود، شرایط فیزیکی کارگران وخیم تر هم می شود.» سرپرست ایمنی، اما از شکایت های محمد 35 ساله خبر ندارد. کارگری که هر روز، موقعی که پایش را توی معدن می گذارد، دلش هری می ریزد و می ترسد مبادا برای او و بقیه معدن‌کارها اتفاقی بیفتد. بیم وهراس محمد، از آن چهارشنبه صبح که صدای مهیب انفجار در معدن زمستانی یورت پیچید و مرگ را جلوی چشم 44 معدن چی به تصویر کشید، صد برابر شده است. محمد یک هفته در نخلک مستقر است و هفته بعد به خانه می رود. می‌گوید: «چه تضمینی است که این اتفاق، برای معدن نخلک نیفتد؟  استخراجی که در معدن نخلک صورت می گیرد، مطابق با استانداردها نیست، به همین خاطر خیلی از همکارانم آسیب دیده اند.دست خودم همین چند وقت پیش، شکست و کار به جراحی کشید. اما چه فایده؟ کارفرماها فقط به فکر سود خودشان هستند، نه به فکر کارگران بدبخت که هر روز باید گرد و غبار و بوی نامطبوع معدن را تحمل کنند. من که فکر می‌کنم، هر آن ممکن است سقف و دیوارهای معدن ریزش کند، چون طول دیوارها استاندارد نیست. بارها این مشکلات را بیان کرده ایم، منتهی کسی گوشش بدهکار این حرف ها نیست. وضعیت خیلی از ما نیز مانند همان کارگرهای معدن یورت است؛ حقوق‌های معوق و قراردادهای سفید امضای یک ماهه یا سه ماهه. البته شاید ما کمی خوشبخت تر از آنها باشیم. چون سهمیه شیر ماهانه‌مان را مرتب دریافت می کنیم.»

آرامش نیم روزی: ظهر شده. ساعت یک بعد از ظهر است که کارگرها دست از کار می کشند. معدن چی ها کیسه های لباس های تمیزشان را که به لنگر نقاله ها آویزان کرده اند، به سمت خود می کشانند. کارگرها حمام می‌کنند تا صورت سیاه و کبره بسته از سرب را بشویند و لباس‌های تمیز جای لباس‌های چرک و چندش آورشان را بگیرد. معدن کارها با چشمانی سرخ و گر گرفته، صورتی یله بسته از سرب، دو به دو و گروه به گروه از معدن خارج و راهی سالن ناهار خوری می‌شوند. یک پرس چلو خورش قیمه، همراه با ماست و دوغ سهمیه ناهار هر کدامشان است که از آشپز می‌گیرند. ناهاری که نصیب من و عکاس و راننده‌مان هم می شود، البته در سالنی تمیزتر و قدری مجلل تر که متعلق به مهندسان معدن است. کارگرها همراه با صدای تلویزیون ناهارشان را می‌خورند و برای رساندن خودشان به سرویس، لحظه ای درنگ نمی‌کنند. هرم داغ آفتاب از تار و پود لباس های نازک و نخی عبور می کند و گرمای 49 درجه، پوست خیس و عرق گرفته را می سوزاند.گرمایی خشک و سوزان که 23 سال، هر روز، روزی شش ساعت، میزبان 100 کارگر معدن با قراردادهای سه ماهه و سفید امضاست. روزی شش ساعت، منهای اضافه کاری ها و شیفت‌های شب. تا موقعی که 23سال کارگری در 240 متر زیر زمین به خط پایان برسد و 35 روز حقوق بازنشستگی که خانه پُرش می شود، یک میلیون و هشتصد یا دو میلیون تومان، ته جیب کارگران را بگیرد. 23 سال بعد، جشن بازنشستگی کارگرها می شود همان موقعی که چشم‌هایشان از سو افتاده، ریه‌هایشان به سُرب آغشته شده، سرفـه های خـشک و پی‌درپی به نفس‌هایشان پیچیده، کمرها و دست‌ها و پاهایشان از توان افتاده و نفس‌هایشان، حتی دیگر توانِ فوت کردن و خاموش کردن شعله شمع جشن بازنشستگی‌شان را  ندارد.همان موقعی که همه حسرت های دنیا روی هم تلنبار می‌شوند و می‌ماسند توی دلشان.  گرمای 49 درجه، بوی هوای داغ و خشک را می کوباند به صورت که کارگرها یکی پس از دیگری سوار اتوبوس می شوند و روی صندلی‌ها جا می‌گیرند. پلک‌هایشان را روی هم می‌بندند و لابد تمام طول مسیر یک ساعته به خانه‌شان را به حسرت‌ها و نداری‌ها و قسط وام ها و کرایه خانه‌های عقب افتاده‌شان فکر می کنند. هرم داغ آفتاب می پاشد روی شاخ و برگ درخت‌های نخل که سرویس کارگرها نقطه‌ای سیاه می شود در دل کویر.پی نوشت: بنا به درخواست کارگران،در این گزارش از اسامی مستعار استفاده شده است.
(گزارش اصفهان زیبا از کار و زندگی کارگران یک معدن زیرزمینی در استان اصفهان /۲۰ خرداد ۱۳۹۷ - 1397/03/20 (شماره 3217))

مقالات دیگر...